ترجمه "fingerlings" به فارسی

بچهماهیهای انگشتی ترجمه "fingerlings" به فارسی است.

fingerlings noun

Plural form of fingerling. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچهماهیهای انگشتی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fingerlings " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fingerlings" با ترجمه به فارسی

  • ( هر چیز بسیار کوچک یا کم اهمیت) فسقلی · ریز میزه · ماهی کوچک (به اندازه ی انگشت) · ماهی یک ساله
  • ( هر چیز بسیار کوچک یا کم اهمیت) فسقلی · ریز میزه · ماهی کوچک (به اندازه ی انگشت) · ماهی یک ساله
اضافه کردن

ترجمه های "fingerlings" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه