ترجمه "finiteness" به فارسی

محدودیت, پایان پذیری بهترین ترجمه های "finiteness" به فارسی هستند.

finiteness noun دستور زبان

The state or quality of being finite. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محدودیت

    And never in my life had I ever translated that definition of finite

    و هرگز در زندگی معنی محدودیت را ترجمه نکرده بودم

  • پایان پذیری

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " finiteness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "finiteness" با ترجمه به فارسی

  • ماشینهای حالات متناهی
  • یکنواختی محدود، یکنواختی در یک محدوده
  • برنامه ریزی محدود
  • ماشین های تعین پذیر حالات متناهی
  • مجموعه متناهی
  • (ریاضی) حساب تفاضلات متناهی
  • اتوماتای محدود کوانتومی
  • (دستور زبان - فعل) صرف شدنی · (ریاضی) با پایان · با کران · باکران · خود ایستا · صرف شده · فانی · فرجام دار · متناهی · محدود · هر چیز فانی · هر چیز پایان دار · پایان دار · کران بسته · کرانمند
اضافه کردن

ترجمه های "finiteness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه