ترجمه "fink" به فارسی
جاسوس, خبرچین, (امریکا- خودمانی) خبر چین بهترین ترجمه های "fink" به فارسی هستند.
fink
verb
noun
دستور زبان
(chiefly US, slang) Someone who betrays a trust. [..]
-
جاسوس
noun -
خبرچین
noun -
(امریکا- خودمانی) خبر چین
-
ترجمه های کمتر
- (خودمانی - با: on) جاسوسی کردن
- (کارگری که با رفتن سر کار اعتصاب همکاران خود را می شکند)اعتصاب شکن
- آدم رذل
- آدم پست فطرت
- اسرار همکاران و غیره را (به پلیس وغیره) گزارش دادن
- خبر کش
- لو دادن
- کار گر سخن چین، کارگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fink " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fink" با ترجمه به فارسی
-
آدم ناخوشایند · آدم پست · جاسوس · خبرکش · دهان لق · راز فروش · سفله · نابکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن