ترجمه "finland" به فارسی

فنلاند, خلیج فنلاند (شاخه ای از دریای بالتیک), کشور فنلاند بهترین ترجمه های "finland" به فارسی هستند.

finland

geographic terms (country level)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فنلاند

    proper

    geographic terms (country level)

    and shes here to extend the hand of friendship from finland

    و اون اينجاست تا گسترش بده دست دوستانش را از فنلاند

  • خلیج فنلاند (شاخه ای از دریای بالتیک)

  • کشور فنلاند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " finland " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Finland proper noun

One of the Nordic countries having borders with Sweden, Norway and Russia. Member state of the European Union since 1995. Official name: Republic of Finland (Suomen tasavalta in Finnish, Republiken Finland in Swedish). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فنلاند

    proper

    Nordic country [..]

    They'll make a big hit in Finland, just before you freeze to death.

    اونها به خصوص تو فنلاند عالي ان ، به خصوص وقي که داري يخ مي زني.

  • جمهوري فنلاند

عباراتی شبیه به "finland" با ترجمه به فارسی

  • (مثل فنلاندی ها رفتار کردن چون آنان با دادن سرزمین و تعدیل سیاست خارجی خود با روسیه کنار آمدند و استقلال خود را حفظکردند) فنلاند وار کردن
  • جمهوري فنلاند · فنلاند
  • جمهوري فنلاند
  • خلیج فنلاند
  • اهل فینلاند ذرشمال غربی روسیه
  • حزب کمونیست فنلاند
  • خلیج فنلاند
اضافه کردن

ترجمه های "finland" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه