ترجمه "firmness" به فارسی

ثبات, استحکام, استواری بهترین ترجمه های "firmness" به فارسی هستند.

firmness noun دستور زبان

The state of being firm; strength; permanence; stability; hardness; resolution. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ثبات

    noun

    who may have greater need of firmness than either you or I can quite foresee just now.

    زیرا او به ثبات و متانتی بیش از آنچه که من و شما بتوانیم پیشبینی کنیم نیازمند میباشد.

  • استحکام

    noun

    It makes for a relationship that grows more firm, takes deeper root

    ازدواج بموقع باعث استحکام و عميق تر شدن ريشه هاي رابطه زن و شوهر ميشه

  • استواری

    noun

    We should be firm in our determination to avoid such wrongdoings.

    ما نیز باید با استواری از این اَعمال خطا پرهیز کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • پایداری
    • سفتی
    • محکمی
    • استقامت
    • دوام
    • ثبوت
    • رسوخ
    • سختي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " firmness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "firmness" با ترجمه به فارسی

  • گوشت دی.اف.دی
  • موسسه حسابرسی
  • (عامیانه) هر گونه شرکت یا بنگاه · استوار · استوار کردن یا شدن · استوان · با اراده · بنگاه مانبدی (فرق firm با firm :corporation دارای موجودیت حقوقی مجزا ازشخصیت حقوقی موسسان نیست) · بنیادین · بی تغییر · بی گذشت · تجارت خانه · تجارتخانه · تزلزل ناپذیر · ثابت · ثابت قدم · ثابت کردن یا شدن · جدی · حصین · خیره · درست · دگرگون نشدنی · راست · راسخ · رجوع شود به firmly 0 · سخت · سخت کردن یا شدن · سخت گیر · سفت · سفت شدن · سفت کردن یا شدن · شركت · شرکت · قاطع · قرص · قطعی · لست · ماسیده · مانبدگاه · محکم · محکم و قانونی · محکم کردن یا شدن · مستحکم · مستحکم کردن یا شدن · مستند · مصمم · موثق · موسسه تجاری، استوار، قطعی · موسسه ی بازرگانی · ناجنبان · پا بر جا · پابرجای · پایدار · کمپانی · گروه
  • قیمت رسمی، قیمت مقطوع
  • حق العمل · پول دلالی
  • شرکت تازه کار
  • موسسات انتفاعی
  • بنگاههای اقتصادی خارجی · شرکتهای خارجی
اضافه کردن

ترجمه های "firmness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه