ترجمه "firms" به فارسی

شرکتها, بنگاههای اقتصادی, کسب و کارها بهترین ترجمه های "firms" به فارسی هستند.

firms verb noun

Plural form of firm. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرکتها

    noun

    He had learned by this time that Packingtown was really not a number of firms at all, but one great firm, the Beef Trust.

    او اکنون میدانست که در واقع پکینگتون عبارت از تعدادی از شرکتها نیست، بلکه یک شرکت بزرگ یعنی تراست گوشت گاو است.

  • بنگاههای اقتصادی

  • کسب و کارها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " firms " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "firms" با ترجمه به فارسی

  • گوشت دی.اف.دی
  • موسسه حسابرسی
  • (عامیانه) هر گونه شرکت یا بنگاه · استوار · استوار کردن یا شدن · استوان · با اراده · بنگاه مانبدی (فرق firm با firm :corporation دارای موجودیت حقوقی مجزا ازشخصیت حقوقی موسسان نیست) · بنیادین · بی تغییر · بی گذشت · تجارت خانه · تجارتخانه · تزلزل ناپذیر · ثابت · ثابت قدم · ثابت کردن یا شدن · جدی · حصین · خیره · درست · دگرگون نشدنی · راست · راسخ · رجوع شود به firmly 0 · سخت · سخت کردن یا شدن · سخت گیر · سفت · سفت شدن · سفت کردن یا شدن · شركت · شرکت · قاطع · قرص · قطعی · لست · ماسیده · مانبدگاه · محکم · محکم و قانونی · محکم کردن یا شدن · مستحکم · مستحکم کردن یا شدن · مستند · مصمم · موثق · موسسه تجاری، استوار، قطعی · موسسه ی بازرگانی · ناجنبان · پا بر جا · پابرجای · پایدار · کمپانی · گروه
  • قیمت رسمی، قیمت مقطوع
  • حق العمل · پول دلالی
  • شرکت تازه کار
  • موسسات انتفاعی
  • بنگاههای اقتصادی خارجی · شرکتهای خارجی
اضافه کردن

ترجمه های "firms" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه