ترجمه "formalism" به فارسی
فرمالیسم هنری, (به ویژه در هنر - تاکید روی ظواهر) دیس گرایی, صورت گرایی بهترین ترجمه های "formalism" به فارسی هستند.
formalism
noun
دستور زبان
(computing) One of several alternative computational paradigms for a given theory. [..]
-
فرمالیسم هنری
emphasis on form over content or meaning in the arts, literature, or philosophy
-
(به ویژه در هنر - تاکید روی ظواهر) دیس گرایی
-
صورت گرایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " formalism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "formalism" با ترجمه به فارسی
-
رسمیت بخشی
-
سیستم سازمان رسمی
-
(جمع) تشریفات · اسلوب مندی · تشریفات · تکلف · خشک و رسمی · رسمی بودن · رسمیت · رودربایستی · مراسم · مراسم رسمی · مهمانی تشریفاتی · نجوشی · نچسب بودن · نچسبی · پایبندی به مقررات و تشریفات
-
(با پیروی از مقررات معین و معمول) قانونی کردن · دیس دار کردن · رسمی کردن · رسمیت دادن به · رودربایستی دار کردن · شکل قطعی یا مشخص دادن به · غیرخودمانی کردن · معتبر کردن
-
تطبیق باایین واداب ظاهری · رسمی سازی · رسمی شدن کردن، استاندارد شدن کردن
-
(فلسفه) منطق صوری · منطق ریاضی · منطق مجرد
-
سازمان رسمی
-
سفته رسما” نکول شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن