ترجمه "formality" به فارسی

تشریفات, مراسم, تکلف بهترین ترجمه های "formality" به فارسی هستند.

formality noun دستور زبان

(uncountable) The state of being formal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشریفات

    noun

    Both felt that the formality of introduction was out of place.

    هر دو حس کردندکه تشریفات معارفه در اینجا محلی از اعراب ندارد.

  • مراسم

    noun

    The cruel legal formalities were begun the first thing in the morning.

    از همان صبح مراسم بیرحمانهءبازجوئی قضائی آغاز شد.

  • تکلف

  • ترجمه های کمتر

    • نجوشی
    • نچسبی
    • رسمیت
    • رودربایستی
    • (جمع) تشریفات
    • اسلوب مندی
    • خشک و رسمی
    • رسمی بودن
    • مراسم رسمی
    • مهمانی تشریفاتی
    • نچسب بودن
    • پایبندی به مقررات و تشریفات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " formality " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "formality" با ترجمه به فارسی

  • رسمیت بخشی
  • سیستم سازمان رسمی
  • (به ویژه در هنر - تاکید روی ظواهر) دیس گرایی · صورت گرایی · فرمالیسم هنری
  • (با پیروی از مقررات معین و معمول) قانونی کردن · دیس دار کردن · رسمی کردن · رسمیت دادن به · رودربایستی دار کردن · شکل قطعی یا مشخص دادن به · غیرخودمانی کردن · معتبر کردن
  • تطبیق باایین واداب ظاهری · رسمی سازی · رسمی شدن کردن، استاندارد شدن کردن
  • (فلسفه) منطق صوری · منطق ریاضی · منطق مجرد
  • سازمان رسمی
  • سفته رسما” نکول شده
اضافه کردن

ترجمه های "formality" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه