ترجمه "format" به فارسی

قالب, دیس پردازی, قطع بهترین ترجمه های "format" به فارسی هستند.

format verb noun دستور زبان

To create or edit the layout of a document. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قالب

    The overall layout or pattern of a document.

    Cannot write this image format. Image will not be saved

    نمی‌تواند این قالب تصویر را بنویسد. تصویر ذخیره نخواهد شد!

  • دیس پردازی

  • قطع

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نسبت
    • Format
    • دیسمندی
    • فورمت
    • (اندازه و شکل و نوع حروف و نوع کاغذ و حاشیه بندی و فواصل سطرهای صفحه یا کتاب یا جزوه و غیره) صفحه آرایی
    • (برنامه ی تلویزیونی و غیره) طرح
    • (صفحه ی کتاب و غیره - برنامه ی تلویزیونی و غیره) طرح بندی کردن
    • (کامپیوتر) آرایش
    • اندازه شکل
    • دیس پردازی کردن
    • شکل صفحه (در مقایسه با محتوای آن)
    • صفحه آرایی کردن
    • قالب بندی
    • قطع کتاب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " format " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "format" با ترجمه به فارسی

  • قالب دار
  • (زمین شناسی) سازند · (زیست بوم شناسی - گونه ای از گیاه که در ناحیه ی گسترده ای به وفور یافت می شود) بوم گیر · (هرچیز شکل یافته یا طرح دار) نقش · آرایش · آرایش جنگی · تاسیس · ترتیب · تشکل · تکوین · دهناد · دیس داری · دیسش · دیسمندی · دیسه · ریخت · ریختار · ریختگری · ساخت · ساختار · ساختمان · سازمان · سازند · سیستم · شکل دار سازی · شکل گیری · صف · نظام جمع · نما · چینه بندی · گیاه گونه
  • قطع فیلم
  • هزینه های تاسیس
  • فایل قالب بندی داده های تعاملی
اضافه کردن

ترجمه های "format" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه