ترجمه "formatted" به فارسی
قالب دار ترجمه "formatted" به فارسی است.
formatted
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of format. [..]
-
قالب دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " formatted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "formatted" با ترجمه به فارسی
-
(زمین شناسی) سازند · (هرچیز شکل یافته یا طرح دار) نقش · آرایش · آرایش جنگی · تاسیس · ترتیب · تشکل · تکوین · دهناد · دیس داری · دیسش · دیسمندی · دیسه · ریخت · ریختار · ریختگری · ساخت · ساختار · ساختمان · سازند · شکل دار سازی · نما · چینه بندی · گیاه گونه
-
قطع فیلم
-
فایل قالب بندی داده های تعاملی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن