ترجمه "formalize" به فارسی
رسمی کردن, (با پیروی از مقررات معین و معمول) قانونی کردن, دیس دار کردن بهترین ترجمه های "formalize" به فارسی هستند.
formalize
verb
دستور زبان
To give something a definite form; to shape. [..]
-
رسمی کردن
verbAnd as the long months passed until the formalizing of the engagement
به این شکل فلورنتینو در انتظار رسیدن زمان موعود رسمی کردن نامزدی،
-
(با پیروی از مقررات معین و معمول) قانونی کردن
-
دیس دار کردن
-
ترجمه های کمتر
- رسمیت دادن به
- رودربایستی دار کردن
- شکل قطعی یا مشخص دادن به
- غیرخودمانی کردن
- معتبر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " formalize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "formalize" با ترجمه به فارسی
-
رسمیت بخشی
-
سیستم سازمان رسمی
-
(به ویژه در هنر - تاکید روی ظواهر) دیس گرایی · صورت گرایی · فرمالیسم هنری
-
(جمع) تشریفات · اسلوب مندی · تشریفات · تکلف · خشک و رسمی · رسمی بودن · رسمیت · رودربایستی · مراسم · مراسم رسمی · مهمانی تشریفاتی · نجوشی · نچسب بودن · نچسبی · پایبندی به مقررات و تشریفات
-
تطبیق باایین واداب ظاهری · رسمی سازی · رسمی شدن کردن، استاندارد شدن کردن
-
(فلسفه) منطق صوری · منطق ریاضی · منطق مجرد
-
سازمان رسمی
-
سفته رسما” نکول شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن