ترجمه "formalization" به فارسی
تطبیق باایین واداب ظاهری, رسمی سازی, رسمی شدن کردن، استاندارد شدن کردن بهترین ترجمه های "formalization" به فارسی هستند.
formalization
noun
دستور زبان
the act of formalizing something [..]
-
تطبیق باایین واداب ظاهری
-
رسمی سازی
-
رسمی شدن کردن، استاندارد شدن کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " formalization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "formalization" با ترجمه به فارسی
-
رسمیت بخشی
-
سیستم سازمان رسمی
-
(به ویژه در هنر - تاکید روی ظواهر) دیس گرایی · صورت گرایی · فرمالیسم هنری
-
(جمع) تشریفات · اسلوب مندی · تشریفات · تکلف · خشک و رسمی · رسمی بودن · رسمیت · رودربایستی · مراسم · مراسم رسمی · مهمانی تشریفاتی · نجوشی · نچسب بودن · نچسبی · پایبندی به مقررات و تشریفات
-
(با پیروی از مقررات معین و معمول) قانونی کردن · دیس دار کردن · رسمی کردن · رسمیت دادن به · رودربایستی دار کردن · شکل قطعی یا مشخص دادن به · غیرخودمانی کردن · معتبر کردن
-
(فلسفه) منطق صوری · منطق ریاضی · منطق مجرد
-
سازمان رسمی
-
سفته رسما” نکول شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن