ترجمه "fragile" به فارسی
شکننده, ترد, نازک بهترین ترجمه های "fragile" به فارسی هستند.
fragile
adjective
دستور زبان
easily broken or destroyed, and thus often of subtle or intricate structure [..]
-
شکننده
adjectiveeasily broken or destroyed
Me, because I was young and not yet fragile.
و من، چون هنوز جوان بودم و شکننده نشده بودم.
-
ترد
adjective -
نازک
adjectiveYou have experience with emotionally fragile men, don't you?
تو با مردای دل نازک تجربه داری ، نه ؟
-
ترجمه های کمتر
- ظریف
- زودشکن
- شکستنی
- زودآسیب
- بدحال
- علیل
- آسیب پذیر
- نازک نارنجی
- کم بنیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fragile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fragile" با ترجمه به فارسی
-
تردی · ظریفی · نازکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن