ترجمه "fragmentarily" به فارسی

بطورشکسته یاناقص, تکه تکه بهترین ترجمه های "fragmentarily" به فارسی هستند.

fragmentarily adverb دستور زبان

In a fragmentary manner.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطورشکسته یاناقص

  • تکه تکه

    It showed fragmentarily the stout ribs and planking in the hollow, empty part of the lighter.

    زیر نور الوارهای پهلوی قایق در سمت خالی آن تکه تکه روشن و آشکار شده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fragmentarily " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fragmentarily" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه