ترجمه "fragrancy" به فارسی

عطر, بو, خاطرات گذشته بهترین ترجمه های "fragrancy" به فارسی هستند.

fragrancy noun دستور زبان

fragrance [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عطر

    noun

    Isabel's fragrance, the scent of the memory of me and Sam kissing on this couch.

    بوی عطر ایزابل و رایحهی دل پذیر خاطرهی بوسه من و سم روی همین مبل.

  • بو

    noun

    Your fragrance is like the wine of Babylon.

    بوي خوش تو مانند شرابي از شهر " بابل " هست ..

  • خاطرات گذشته

    noun
  • دسته گل

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fragrancy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fragrancy" با ترجمه به فارسی

  • بو · بوی خوش · بوی خوش عطر · خاطرات گذشته · خوشبویی · دسته گل · رایحه · عطر · گل بویی (fragrancy هم می نویسند)
  • بو · بوی خوش · بوی خوش عطر · خاطرات گذشته · خوشبویی · دسته گل · رایحه · عطر · گل بویی (fragrancy هم می نویسند)
اضافه کردن

ترجمه های "fragrancy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه