ترجمه "frailty" به فارسی
سستی, عیب, گناه بهترین ترجمه های "frailty" به فارسی هستند.
frailty
noun
دستور زبان
(uncountable) The condition quality of being frail, physically, mentally, or morally; frailness; infirmity; weakness of resolution; liability to be deceived or seduced. [..]
-
سستی
nounWe began to fear that the idol might betray a frailty.
برای لحظهای بیم آن میرفت که سفسطه او در اثر سستی ما پیروز شود.
-
عیب
noun -
گناه
noun
-
ترجمه های کمتر
- نحیفی
- نفص
- فساد
- بدی
- (به ویژه اخلاق و اراده) ضعف
- ضعف اخلاق
- ضعف نفس
- ضعف و ناتوانی
- فسق و فجور
- گمراهی پذیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frailty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Frailty
Frailty (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Frailty" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Frailty در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن