ترجمه "frailly" به فارسی

بسستی, بطورشکننده, باضعف اخلاقی بهترین ترجمه های "frailly" به فارسی هستند.

frailly adverb دستور زبان

In a frail manner; weakly; infirmly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسستی

  • بطورشکننده

  • باضعف اخلاقی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frailly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "frailly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه