ترجمه "fragility" به فارسی
تردی, ظریفی, نازکی بهترین ترجمه های "fragility" به فارسی هستند.
fragility
noun
دستور زبان
The condition or quality of being fragile; brittleness; frangibility. [..]
-
تردی
noun -
ظریفی
nounI found myself making fairly complicated, fragile machines.
دست به کار ساختن ماشینهای نسبتاً پیچیده و ظریفی زدم.
-
نازکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fragility " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fragility" با ترجمه به فارسی
-
آسیب پذیر · بدحال · ترد · زودآسیب · زودشکن · شکستنی · شکننده · ظریف · علیل · نازک · نازک نارنجی · کم بنیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن