ترجمه "framed" به فارسی

چهار چوب ترجمه "framed" به فارسی است.

framed adjective verb

Simple past tense and past participle of frame . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چهار چوب

    Larry hit the door with his shoulder and it rattled loudly in its frame.

    لری با شانه، ضربهای به در زد و در با سر و صدا در چهار چوب تکان خورد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " framed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Framed

Framed (film)

+ اضافه کردن

"Framed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Framed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "framed" با ترجمه به فارسی

  • سرما دورکن (محفظه ی جعبه مانندی که روی گیاه قرار می دهند تا از سرما مصون باشد) · قاب سرد
  • قرارداد تعیین کننده چارچوب
  • (معماری) خانه ای که چهارچوب اصلی آن به شکل A است (و شیروانی آن شیب تند دارد)
  • چهار چوب مفهومی- چهار چوب نظری
  • تکنیکی در اچتیامال است که صفحه نمایش را به چندین بخش تقسیم میکند.
اضافه کردن

ترجمه های "framed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه