ترجمه "freshen" به فارسی
(باد) تند شدن, (سر و صورت را) صفا دادن, (گاو- پس از زایمان) دوباره شیر دادن بهترین ترجمه های "freshen" به فارسی هستند.
freshen
verb
دستور زبان
To become fresh. [..]
-
(باد) تند شدن
-
(سر و صورت را) صفا دادن
-
(گاو- پس از زایمان) دوباره شیر دادن
-
ترجمه های کمتر
- به شیر افتادن
- تازه شدن
- تازه كردن
- تازه کردن
- تر و تمیز کردن
- تر وتازه کردن
- شدید شدن
- طراوت بخشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " freshen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن