ترجمه "fretful" به فارسی
ناراحت, اخمو, جوشی بهترین ترجمه های "fretful" به فارسی هستند.
fretful
adjective
دستور زبان
irritable, bad-tempered, grumpy or peevish [..]
-
ناراحت
The question is still fretting your heart, and not answered.
این مسئله هنوز در قلب شما حل نگردیده و آن را ناراحت میکند.
-
اخمو
adjective -
جوشی
-
ترجمه های کمتر
- بد خلق
- بی تاب
- بی قرار
- نق نقو
- کج خلق
- گله مند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fretful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fretful" با ترجمه به فارسی
-
(با جویدن یا مالیدن یا خاصیت اسیدی داشتن) ساییدن · (با:into یا on یا upon) جویدن (و از بین بردن) · (برخی سازهای زهی مانند گیتار) · (سوزن دوزی و گچ بری و منبت کاری و غیره) طرح مشبک · (مانند موش یا بید) خوردن · آزار · آزار دادن · آزردگی · آشفته شدن یا کردن · اذیت · اذیت کردن · انگشت را روی سیم (و شیار) فشردن · ایراد گرفتن · بی قراری کردن · تاس کباب · تراشاندن · جوش زدن · خرده گیری کردن · خروشان کردن یا شدن · خوردن · خورده شدن · خوردگی · دارای زدگی کردن یا شدن · دلخور شدن یا کردن · دلخوری · دلواپسی · رفتگی · رفتگی پیدا کردن · روسری توری (زنانه) · زدگی · ساختن یا شکل دار کردن (از راه جویدن یا خوردن یا ساییدن) · ساییدگی · سر به سر (کسی) گذاشتن · شیار دار کردن · شیار زیر سیم · فرسودن · مالیدن · متلاطم کردن یا شدن · مشبک کاری کردن · مشبک کردن · موج دار کردن یا شدن · ناراحت کردن یا شدن · نگران کردن یاشدن · نگرانی · ور رفتن · پرده · گرمی
-
اره مویی
-
فرسوده شده
-
ازردگی · خشم · کج خلقی
-
فرسوده شده
-
فرسوده شده
-
(با جویدن یا مالیدن یا خاصیت اسیدی داشتن) ساییدن · (با:into یا on یا upon) جویدن (و از بین بردن) · (برخی سازهای زهی مانند گیتار) · (سوزن دوزی و گچ بری و منبت کاری و غیره) طرح مشبک · (مانند موش یا بید) خوردن · آزار · آزار دادن · آزردگی · آشفته شدن یا کردن · اذیت · اذیت کردن · انگشت را روی سیم (و شیار) فشردن · ایراد گرفتن · بی قراری کردن · تاس کباب · تراشاندن · جوش زدن · خرده گیری کردن · خروشان کردن یا شدن · خوردن · خورده شدن · خوردگی · دارای زدگی کردن یا شدن · دلخور شدن یا کردن · دلخوری · دلواپسی · رفتگی · رفتگی پیدا کردن · روسری توری (زنانه) · زدگی · ساختن یا شکل دار کردن (از راه جویدن یا خوردن یا ساییدن) · ساییدگی · سر به سر (کسی) گذاشتن · شیار دار کردن · شیار زیر سیم · فرسودن · مالیدن · متلاطم کردن یا شدن · مشبک کاری کردن · مشبک کردن · موج دار کردن یا شدن · ناراحت کردن یا شدن · نگران کردن یاشدن · نگرانی · ور رفتن · پرده · گرمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن