ترجمه "fretfulness" به فارسی

ازردگی, خشم, کج خلقی بهترین ترجمه های "fretfulness" به فارسی هستند.

fretfulness noun دستور زبان

The quality of being fretful [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازردگی

  • خشم

    noun
  • کج خلقی

    No, the Engineering School hasn't got the standing the College has, fretted Babbitt.

    به بیت با کج خلقی جواب داد: نه، مدرسه مهندسی حیثیت دانشکده را ندارد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fretfulness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fretfulness" با ترجمه به فارسی

  • (با جویدن یا مالیدن یا خاصیت اسیدی داشتن) ساییدن · (با:into یا on یا upon) جویدن (و از بین بردن) · (برخی سازهای زهی مانند گیتار) · (سوزن دوزی و گچ بری و منبت کاری و غیره) طرح مشبک · (مانند موش یا بید) خوردن · آزار · آزار دادن · آزردگی · آشفته شدن یا کردن · اذیت · اذیت کردن · انگشت را روی سیم (و شیار) فشردن · ایراد گرفتن · بی قراری کردن · تاس کباب · تراشاندن · جوش زدن · خرده گیری کردن · خروشان کردن یا شدن · خوردن · خورده شدن · خوردگی · دارای زدگی کردن یا شدن · دلخور شدن یا کردن · دلخوری · دلواپسی · رفتگی · رفتگی پیدا کردن · روسری توری (زنانه) · زدگی · ساختن یا شکل دار کردن (از راه جویدن یا خوردن یا ساییدن) · ساییدگی · سر به سر (کسی) گذاشتن · شیار دار کردن · شیار زیر سیم · فرسودن · مالیدن · متلاطم کردن یا شدن · مشبک کاری کردن · مشبک کردن · موج دار کردن یا شدن · ناراحت کردن یا شدن · نگران کردن یاشدن · نگرانی · ور رفتن · پرده · گرمی
  • اره مویی
  • اخمو · بد خلق · بی تاب · بی قرار · جوشی · ناراحت · نق نقو · کج خلق · گله مند
  • فرسوده شده
  • فرسوده شده
  • اخمو · بد خلق · بی تاب · بی قرار · جوشی · ناراحت · نق نقو · کج خلق · گله مند
  • فرسوده شده
  • (با جویدن یا مالیدن یا خاصیت اسیدی داشتن) ساییدن · (با:into یا on یا upon) جویدن (و از بین بردن) · (برخی سازهای زهی مانند گیتار) · (سوزن دوزی و گچ بری و منبت کاری و غیره) طرح مشبک · (مانند موش یا بید) خوردن · آزار · آزار دادن · آزردگی · آشفته شدن یا کردن · اذیت · اذیت کردن · انگشت را روی سیم (و شیار) فشردن · ایراد گرفتن · بی قراری کردن · تاس کباب · تراشاندن · جوش زدن · خرده گیری کردن · خروشان کردن یا شدن · خوردن · خورده شدن · خوردگی · دارای زدگی کردن یا شدن · دلخور شدن یا کردن · دلخوری · دلواپسی · رفتگی · رفتگی پیدا کردن · روسری توری (زنانه) · زدگی · ساختن یا شکل دار کردن (از راه جویدن یا خوردن یا ساییدن) · ساییدگی · سر به سر (کسی) گذاشتن · شیار دار کردن · شیار زیر سیم · فرسودن · مالیدن · متلاطم کردن یا شدن · مشبک کاری کردن · مشبک کردن · موج دار کردن یا شدن · ناراحت کردن یا شدن · نگران کردن یاشدن · نگرانی · ور رفتن · پرده · گرمی
اضافه کردن

ترجمه های "fretfulness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه