ترجمه "frothy" به فارسی
لاطائل, گازدار, چرند بهترین ترجمه های "frothy" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: with sour frothy ructations: ↔ آروغهای کف آلود ترش بر آورند
frothy
adjective
دستور زبان
foamy or churned to the point of becoming infused with bubbles [..]
-
لاطائل
-
گازدار
adjective -
چرند
noun
-
ترجمه های کمتر
- یاوه
- پوچ
- حباب حباب
- پر جلا ولی تو خالی
- چرت و پرت
- کف آلود
- کف مانند
- کف کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frothy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "frothy" با ترجمه به فارسی
-
بی مغزی · بیهودگی · جوش · طراوت و شادی · پوچی · کف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "frothy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Her thick, dark eyebrows were knitted together and somehow made a lovely contrast to the frothy, bridal white A scowling cloud with eyebrows.
ابروهای کلفت و تیرهاش به هم چسبیده بودند و به نوعی در تضاد با سفیدی زیاده از حد لباس عروسی، جذاب به نظر میرسیدند.
And when you put that statement out there to a very frothy base that always is very excited for you to fight Donald Trump, and then you have a new one saying, "Wait, these rights are for everybody, even the president that we don't like."
و وقتی این مسئله را در جایی که از پایه و اساس همیشه مشتاق مبارزه تو با دونالد ترامپ بودهاند، و بعد کسی میآید و میگوید، «صبر کنید، این حقوق برای همه برابر است، حتی برای رئیس جمهوری که دوستش نداریم.»
then came out into the dear air alongside the frothy, dirty sea where almost a century before Jos' Arcadio Buend'a's illusions had met defeat.
راهاش را به سوی ساحل دریای آلودهیی که تقریباً یک قرن پیش خوزه آرکادیو بوئندیا را با تصورات شکست خوردهاش مواجه ساخته بود، ادامه داد، از پنجرهی قطار به بیرون نگاه نکرد.
He was staring at the frothy canopy above us, and he didn't look at me as I studied his grave features.
او به پردههای پف دار بالای سرمان چشم دوخته بود و زمانی که سعی میکردم صورت جدی او را بخوانم به من نگاه نکرد.
With enchanting murmurs Daisy admired this aspect or that of the feudal silhouette against the sky, admired the gardens, the sparkling odor of jonquils and the frothy odor of hawthorn and plum blossoms and the pale gold odor of kiss me at the gate.
با زمزمههای دل انگیز، دی زی این نما یا آن نمای ساختمان اربابی قرون وسطایی را که در برابر آسمان قر برافراشته بود تحسین کرد، باغچهها را ستود، و رایحه پر تلألو گلهای نسرین را و رایحه کف آلود زال زا لک و شکوفه آلو و رایحه طلایی کم رنگ بنفشه سه رنگ را.