ترجمه "froth" به فارسی
کف, پفج, یاوه بهترین ترجمه های "froth" به فارسی هستند.
froth
verb
noun
دستور زبان
(figuratively) unimportant events or actions; drivel [..]
-
کف
nounHis mouth froths, and the froth is the word.
کفی بدهانش میآید و این کف همان کلمه است.
-
پفج
-
یاوه
-
ترجمه های کمتر
- جوش وخروش
- حرف چرند
- دری وری
- سر جوش
- شر و ور
- صدا زدن
- لاطائل (لاطائلات)
- کف دار شدن
- کف دهان (در اثر حرف زدن زیاد یا در اثر بیماری و یا هیجان)
- کف کردن
- گاز داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " froth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "froth" با ترجمه به فارسی
-
شناورسازی کف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن