ترجمه "frosting" به فارسی
(روی شیشه ی پنجره و غیره) کدرشدگی, (شیرینی پزی - آمیزه ی خمیر مانند از شکر و کره و غیره که روی کیک و نان شیرینی می مالند) لایه ی خامه, آمیزه ای از گرد شیشه و جلا یا روغن و غیره که در تزیین به کار می رود بهترین ترجمه های "frosting" به فارسی هستند.
frosting
noun
verb
دستور زبان
A sugary coating for cakes and other baked goods. [..]
-
(روی شیشه ی پنجره و غیره) کدرشدگی
-
(شیرینی پزی - آمیزه ی خمیر مانند از شکر و کره و غیره که روی کیک و نان شیرینی می مالند) لایه ی خامه
-
آمیزه ای از گرد شیشه و جلا یا روغن و غیره که در تزیین به کار می رود
-
ترجمه های کمتر
- برفک
- خامه
- رویی کیک
- ماتی
- کدری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frosting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "frosting"
عباراتی شبیه به "frosting" با ترجمه به فارسی
-
بشم · بشمه · سرما ریزه · هوای سرد · یخبندان
-
آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
-
مقاوم به يخبندان
-
حفاظت از یخزدگی
-
سرمازده · پوشیده ازشبنم یخ زده · یخ زده
-
تحمل يخبندان · مقاومت به یخبندان
-
آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
-
(آرایش و رنگ زدن گیسو) مش کردن 1 · (خودمانی) آزردن · (رفتار یا احساسات یا سبک) سردی · (سرما یا یخبندان) آسیب رساندن (به محصول کشاورزی) · (شبنم یخ زده) بشم · (شیرینی) شکر پاشیدن روی · (شیشه و غیره) مات کردن · (عامیانه - کتاب یا نمایش و غیره) ناموفق · (که کارش) نگرفته · اذیت کردن · از برفک پوشیده شدن · از بین بردن · با لایه ای از خامه یا شکر پوشاندن · برفک · بشم زده کردن · بشمه · خشمگین کردن · رابرت فراست (شاعر امریکایی) · سرمای بی موقع (که به محصول آسیب می رساند) · شبنم · شعر · موسفید · نظم · هوای زیر صفر درجه · هوای یخبندان · پشک · پشک کردن · پژمرده کردن · کدر کردن 0 · یخبندان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن