ترجمه "frottage" به فارسی
(طرح هنری که از ساییدن سطح چیزی به وجود می آید) فروتاژ, (لذت جنسی ناشی از مالیدن خود به بدن دیگری) تن مالی, طرح سایشی بهترین ترجمه های "frottage" به فارسی هستند.
frottage
verb
noun
دستور زبان
To rub a drawing implement (eg. a pencil, crayon or charcoal) over a piece of paper placed upon a textured surface in order to create a mottled or patterned area. [..]
-
(طرح هنری که از ساییدن سطح چیزی به وجود می آید) فروتاژ
-
(لذت جنسی ناشی از مالیدن خود به بدن دیگری) تن مالی
-
طرح سایشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frottage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "frottage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
به دلیل مشکلات فنی مثالها بارگیری نشدند.