ترجمه "fundamentalism" به فارسی
بنیادگرایی, بنیاد گرایی, قشری گری (تاکید بر اطاعت مو به مو از متن کتب مقدس) بهترین ترجمه های "fundamentalism" به فارسی هستند.
fundamentalism
noun
دستور زبان
(religion) The tendency to reduce a religion to its most fundamental tenets, based on strict interpretation of core texts. [..]
-
بنیادگرایی
nounstrict adherence to traditional beliefs
"fundamentalisms are political movements of the extreme right
«بنیادگرایی ها، جنبش هایی سیاسی از راست افراطی هستند
-
بنیاد گرایی
-
قشری گری (تاکید بر اطاعت مو به مو از متن کتب مقدس)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fundamentalism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fundamentalism" با ترجمه به فارسی
-
بیکاری بنیادی
-
(فیزیک) زیرترین بسامد هر چیز (مثلا تار ویولن یا ستونی ازهوا) · (موسیقی) زیرترین آوا یا آهنگ یک آکورد · آهنگ بنیادی · ابتدایی · اساسی · اصلی · اهم · اولیه · بدوی · بنيادى · بنیادی · زیرین · مرکزی · مقدماتی · مهمترین · مهند · پایه ای
-
اساسا · اصلا
-
حقوق بنیادی
-
ذرات بنیادی
-
ذرات بنیادی · رجوع شود به elementary particle
-
اهداف بنیادی
-
اساس · بنلاد · بنیاد · ته · زیرساخت · قسمت نهایی · لمبر · مقعد · ویژگی های جغرافیایی · پایه · پشت · پی · کون · کپل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن