ترجمه "fusil" به فارسی

مذاب, گداخته, (قدیمی) گدازپذیر بهترین ترجمه های "fusil" به فارسی هستند.

fusil adjective noun دستور زبان

Capable of being melted or rendered fluid by heat; fusible. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مذاب

  • گداخته

  • (قدیمی) گدازپذیر

  • ترجمه های کمتر

    • بهم جوش خوردنی
    • بهم جوش خورده
    • تفنگ چخماقی سبک
    • ریخته گری شده (fusile هم می گویند)
    • ساخته شده از راه گدازش و ریختن درقالب
    • همجوش گر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fusil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fusil"

عباراتی شبیه به "fusil" با ترجمه به فارسی

  • تفنگ چخماقی سرپر · ذوب شده · قابل ذوب
اضافه کردن

ترجمه های "fusil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه