ترجمه "fusionism" به فارسی
(تمایل به ایجاد پیوستگی میان احزاب یا دستجات و غیره) پیوندگرایی ترجمه "fusionism" به فارسی است.
fusionism
noun
دستور زبان
The political practice, principle or theory of forming groups, of fusion. [..]
-
(تمایل به ایجاد پیوستگی میان احزاب یا دستجات و غیره) پیوندگرایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fusionism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fusionism" با ترجمه به فارسی
-
همجوشی پروتوپلاسم
-
درخت تلفیقی
-
(امریکا) فیوژن (سبک موسیقی که آمیزه ای از جاز و ((راک)) است) · (زبان شناسی) آمیختگی · (مجازی) هم آمیزی · ائتلاف · ادغام · به هم جوش دادن · تکواژآمیزی · ذوب · لحیم صوتی · لحیم کردن · ممزوج کننده · هم گدازش · هم گدازی · همجوشی · همجوشی هسته ای (اسم کامل آن : nuclear fusion) · پیوستگی · پیوند · کنجل · یگانستن
-
بمب اتمی همجوشی (رجوع شود به hydrogen bomb) · بمب هیدروژنی
-
همجوشی ژن
-
همجوشی سازگار با محیط زیست
-
کولد فیوژن (انرژی هستهای)
-
همجوشی اتمی · همجوشی هسته ای · همجوشی هستهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن