ترجمه "fussily" به فارسی

بادادوبیداد, ازروی بیقراری, بااهمیت دادن بچیزهای جزئی بهترین ترجمه های "fussily" به فارسی هستند.

fussily adverb دستور زبان

In a fussy manner [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بادادوبیداد

  • ازروی بیقراری

  • بااهمیت دادن بچیزهای جزئی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fussily " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fussily" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه