ترجمه "fusion" به فارسی

ذوب, ائتلاف, ادغام بهترین ترجمه های "fusion" به فارسی هستند.

fusion noun دستور زبان

The merging of similar or different elements into a union [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذوب

    noun
  • ائتلاف

    noun

    'I mean, in a modern marketing environment, I think we need to be looking at a fusion of strategy and forward thinking vision

    منظورم ای نه که از محیط مدرن بازاریابی ما احتیاج داریم به ائتلاف راهبردی و بینش آینده نگری توجه کنیم

  • ادغام

    noun

    the ability for your body to process fission and fusion.

    توانايي شکافتن و ادغام بدنت.

  • ترجمه های کمتر

    • همجوشی
    • تکواژآمیزی
    • کنجل
    • یگانستن
    • پیوستگی
    • پیوند
    • (امریکا) فیوژن (سبک موسیقی که آمیزه ای از جاز و ((راک)) است)
    • (زبان شناسی) آمیختگی
    • (مجازی) هم آمیزی
    • به هم جوش دادن
    • لحیم صوتی
    • لحیم کردن
    • ممزوج کننده
    • هم گدازش
    • هم گدازی
    • همجوشی هسته ای (اسم کامل آن : nuclear fusion)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fusion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fusion

One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 30.

+ اضافه کردن

"Fusion" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fusion در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "fusion"

عباراتی شبیه به "fusion" با ترجمه به فارسی

  • همجوشی پروتوپلاسم
  • درخت تلفیقی
  • بمب اتمی همجوشی (رجوع شود به hydrogen bomb) · بمب هیدروژنی
  • همجوشی ژن
  • همجوشی سازگار با محیط زیست
  • کولد فیوژن (انرژی هستهای)
  • همجوشی اتمی · همجوشی هسته ای · همجوشی هستهای
  • (تمایل به ایجاد پیوستگی میان احزاب یا دستجات و غیره) پیوندگرایی
اضافه کردن

ترجمه های "fusion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه