ترجمه "fusile" به فارسی
تفنگ چخماقی سرپر, ذوب شده, قابل ذوب بهترین ترجمه های "fusile" به فارسی هستند.
fusile
noun
دستور زبان
Alternative form of [i]fusil[/i]
-
تفنگ چخماقی سرپر
-
ذوب شده
-
قابل ذوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fusile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fusile" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) گدازپذیر · بهم جوش خوردنی · بهم جوش خورده · تفنگ چخماقی سبک · ریخته گری شده (fusile هم می گویند) · ساخته شده از راه گدازش و ریختن درقالب · مذاب · همجوش گر · گداخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن