ترجمه "fuzee" به فارسی
فیوز, چاشنی, رجوع شود به fusee بهترین ترجمه های "fuzee" به فارسی هستند.
fuzee
noun
دستور زبان
Alternative form of [i]fusee[/i] ( type of pulley) [..]
-
فیوز
noun -
چاشنی
noun -
رجوع شود به fusee
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fuzee " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fuzee" با ترجمه به فارسی
-
(ابزار و اسباب های گوناگونی که در منفجر کردن بمب و موشک و گلوله ی توپ و دینامیت و غیره به کار می روند) فتیله · رجوع شود به fuse · فتیله دار (یا چاشنی دار) کردن · فیوز · ماسوره · چاشنی
-
(چاشنی الکترونیکی که هنگام نزدیک شدن به هدف بمب و غیره را منفجر می کند) ماسوره ی خودکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن