ترجمه "fuzzing" به فارسی
درج ورودی ترجمه "fuzzing" به فارسی است.
fuzzing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of fuzz. [..]
-
درج ورودی
A testing process that supplies structured but invalid input to software application programming interfaces (APIs) and network interfaces to maximize the likelihood of detecting errors that might lead to software vulnerabilities.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fuzzing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fuzzing" با ترجمه به فارسی
-
(خودمانی - با: the) پاسبان · (در دستگاه های صوتی و رادیو و غیره) تداخل صداها · تیرگی · دژآوا (fuzz tone هم می گویند) · دژآوا کردن یا شدن · لکه · پرز · پرزدار کردن یا شدن · پرزپوش کردن یا شدن · پلیس · کرک · کرک دار کردن · کرک پوش کردن
-
آزمون عیب یابی
-
(خودمانی - با: the) پاسبان · (در دستگاه های صوتی و رادیو و غیره) تداخل صداها · تیرگی · دژآوا (fuzz tone هم می گویند) · دژآوا کردن یا شدن · لکه · پرز · پرزدار کردن یا شدن · پرزپوش کردن یا شدن · پلیس · کرک · کرک دار کردن · کرک پوش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن