ترجمه "fuzz" به فارسی
پلیس, کرک, پرز بهترین ترجمه های "fuzz" به فارسی هستند.
fuzz
verb
noun
دستور زبان
A frizzy mass of hair or fibre. [..]
-
پلیس
noun -
کرک
noun -
پرز
-
ترجمه های کمتر
- تیرگی
- لکه
- (خودمانی - با: the) پاسبان
- (در دستگاه های صوتی و رادیو و غیره) تداخل صداها
- دژآوا (fuzz tone هم می گویند)
- دژآوا کردن یا شدن
- پرزدار کردن یا شدن
- پرزپوش کردن یا شدن
- کرک دار کردن
- کرک پوش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fuzz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fuzz"
عباراتی شبیه به "fuzz" با ترجمه به فارسی
-
درج ورودی
-
آزمون عیب یابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن