ترجمه "gargle" به فارسی
غرغره کردن, غرغره, حلق شویه بهترین ترجمه های "gargle" به فارسی هستند.
gargle
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) to clean one's mouth by holding water or some other liquid in the back of the mouth and blowing air out from the lungs [..]
-
غرغره کردن
verb -
غرغره
careful, thats hot. its really for gargling with
مواظب باش داغه ، براي غرغره کردنه
-
حلق شویه
-
ترجمه های کمتر
- داروی غرغره
- صدای غرغره
- صدایی مثل صدای غرغره در آوردن
- قل قل
- نامفهوم حرف زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gargle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن