ترجمه "garland" به فارسی
تاج گل, گلچین ادبی, (تلویزیون) حلقه ی نور بهترین ترجمه های "garland" به فارسی هستند.
garland
verb
noun
دستور زبان
A wreath, especially one of plaited flowers or leaves, worn on the body or draped as a decoration [..]
-
تاج گل
nounand on her head she wore a garland of fresh gardenias
یک تاج گل گاردی نا هم به سر گذاشته بود.
-
گلچین ادبی
noun -
(تلویزیون) حلقه ی نور
-
ترجمه های کمتر
- با تاج گل مزین کردن
- با حلقه ی گل آراستن
- جنگ ادبی
- جودی گارلاند (هنرپیشه ی سینمای آمریکا: 969
- حلقه ی طنابی (حلقه ای که از طناب به هم بافته درست شده و برای جلوگیری از به هم ساییدگی تیرها و غیره در کشتی بادبانی به کارمی رود)
- حلقه ی گل
- هاملین گارلاند (نویسنده ی آمریکایی : 049
- گل آذین کردن
- گل بند
- گل تاج (که به عنوان سمبل پیروزی یا افتخار بر سر می گذارند و یا برای تزیین به کار می برند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garland " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Garland
proper
noun
An occupational surname for a maker or seller of garlands. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Garland" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Garland در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "garland"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن