ترجمه "garish" به فارسی

زننده, جلف, درخشانی بهترین ترجمه های "garish" به فارسی هستند.

garish adjective دستور زبان

Overly ostentatious; so colourful as to be in bad taste. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زننده

    There was Minta, wreathed, tinted, garish on the stairs about three o'clock in the morning.

    حالا مین تا آمده بود خسته، با حالتی زننده ساعت سه بعد از نیمه شب روی پلهها ایستاده بود.

  • جلف

  • درخشانی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مشهور
    • (به طور ناخوشایندی) مزین و رنگین
    • (عطر) تند
    • بد آراسته
    • بیش از حد رنگارنگ و تو ذوق بزن
    • زرق وبرقی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " garish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "garish" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "garish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه