ترجمه "glides" به فارسی

همخوان های غلت ترجمه "glides" به فارسی است.

glides verb noun

Third-person singular simple present indicative form of glide. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همخوان های غلت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " glides " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "glides" با ترجمه به فارسی

  • منقضی شدن · همراه رفتن · گذشتن
  • (آوا شناسی) گرایش
  • هوا سردستی (باله ی بزرگ و بادبادک مانندی (hang glider) که با آن از روی بلندی در هوا سر می خورند) · گلایدر دستی · گلایدینگ آویزان
  • سر خوردن
  • (بی سر و صدا) سینه خیز رفتن · (زبان شناسی) حرف صدادار تک هجایی در اصوات مرکب (دیفتانگ) · (زمان و غیره) به تدریج گذشتن · (قطعه ی لیز پلاستیکی یا چرخک که زیر میز و صندلی و نیمکت قرار می دهند تا به آسانی سر بخورد) لیزانک 0 · (موسیقی) از پرده ای به پرده دیگر به طور غیر محسوس گذشتن · (هواپیمایی) بی موتوریا با موتور خاموش پرواز کردن · (کم کم و بدون جلب توجه) سپری شدن · آسان رفتن · آوای میان هجایی · با هواپیمای بی موتور (گلایدر) پرواز کردن · به آسانی روان شدن · به آسانی و نرمی حرکت کردن · خرامیدن · دزدکی راه رفتن · ساحل · سر خوردن · سر خوری · سر دادن · سراندن · سریدن · سینه مال رفتن · عمل سر خوردن · لیز خوردن · لیز خوری · مالش دادن · نرم رفتن · واج غلتان · واج چرخشی · پاورچین رفتن
  • بمب سرشی
  • سریدن · سُبُک رو، سبک پای، تیزرو
  • سریدن · سُبُک رو، سبک پای، تیزرو
اضافه کردن

ترجمه های "glides" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه