ترجمه "glidingly" به فارسی
باسرخوردن, باهستگی, بتدریج بهترین ترجمه های "glidingly" به فارسی هستند.
glidingly
adverb
دستور زبان
With a motion that glides.
-
باسرخوردن
-
باهستگی
-
بتدریج
-
ترجمه های کمتر
- بروانی
- بنرمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glidingly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن