ترجمه "glimmer" به فارسی

سوسو, اندک, کورسو بهترین ترجمه های "glimmer" به فارسی هستند.

glimmer verb noun دستور زبان

A faint light; a dim glow. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوسو

    noun

    But constantly surprising myself, finding a smattering of power here, a glimmer there.

    امـا در کمـال شـگفتی همچنـان ذرات جادو را اینجـا مییابم که سوسو میزند.

  • اندک

    seemed, in his words and actions, to discover some glimmerings of reason.

    از گفتار و رفتار او پیداست که از عقل و هوش اندک مایهای در او هست

  • کورسو

    sometimes the glimmer seemed to be far away upon the horizon

    گاهی به نظر میرسید آن کورسو در دوردست افق است

  • ترجمه های کمتر

    • اشاره
    • (از دور و به طور مبهم) نمایان شدن
    • به طور مبهم درک کردن
    • درک اندک
    • سوسو زدن
    • شعله ی کم نور و لرزان
    • فهم اجمالی
    • مقدار کم
    • نور کم
    • نور کم دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " glimmer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "glimmer" با ترجمه به فارسی

  • اشاره · درک اندک · رجوع شود به glimmer · فهم اجمالی · نور کم
اضافه کردن

ترجمه های "glimmer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه