ترجمه "glissade" به فارسی
گلیساد, سرخوری, لیزیدن بهترین ترجمه های "glissade" به فارسی هستند.
glissade
verb
noun
دستور زبان
A sliding, as down a snow slope in the Alps. [..]
-
گلیساد
-
سرخوری
-
لیزیدن
-
ترجمه های کمتر
- (در سرازیری یا در رقص باله) سرخوردن
- (رقص باله)گام توام با سرخوردن
- (کوهنوردی) لیز خوردن عمدی برای پایین رفتن از شیب های تند پوشیده از برف
- سخمه کلنگ
- سخمه کلنگ کردن
- سر خوردن
- گام لیزان برداشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glissade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن