ترجمه "grandaunt" به فارسی

خاله بزرگ, عمه بزرگ, عمه یا خاله ی هر یک از والدین فرزند بهترین ترجمه های "grandaunt" به فارسی هستند.

grandaunt noun دستور زبان

(US) The aunt of one’s parent; a great-aunt. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاله بزرگ

  • عمه بزرگ

    Outside, he waited for his mother, his sister and his baby grandaunt.

    بیرون منتظر مادرش، خواهرش و عمه بزرگ کوچولویش بود.

  • عمه یا خاله ی هر یک از والدین فرزند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grandaunt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "grandaunt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه