ترجمه "granddad" به فارسی
پدربزرگ, پدر بزرگ بهترین ترجمه های "granddad" به فارسی هستند.
granddad
noun
دستور زبان
grandfather [..]
-
پدربزرگ
nounAnd granddad, I'll promise you this time it will be a boy.
و پدربزرگ ، من به شما قول مي دهم كه اينبار بچه يك پسر خواهد بود.
-
پدر بزرگ
nounso, that granddad there, was born a baby into slavery —
خوب در اینجا این پدر بزرگ از کودکی در بردگی بدنیا آمدهاست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " granddad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "granddad"
عباراتی شبیه به "granddad" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) پدر بزرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن