ترجمه "grille" به فارسی

جلوپنجره, محجر, گریل بهترین ترجمه های "grille" به فارسی هستند.

grille noun دستور زبان

Alternative spelling of grill. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جلوپنجره

    protection over an automobile radiator, usually on the front

  • محجر

  • گریل

    Yo, can I get a grilled cheese?

    میشه یه کم پنیرشو برام گریل کنی ؟

  • ترجمه های کمتر

    • (اتومبیل) هواکش مشبک جلو رادیاتور
    • (تنیس سالنی) مربع پشت زمین
    • (جلو پنجره یا در) نرده
    • دیواره ی مشبک
    • پنجره مشبک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grille " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "grille" با ترجمه به فارسی

  • کبابپز
  • (با کباب پز) پختن · (در شکنجه ) داغ کردن · (دستگاه قابل حمل برای کباب کردن گوشت در هوای آزاد) گریل · استنطاق کردن · با میله ی داغ (و چیزهای مشابه ) زجر دادن · بریان شدن · بریانی · رجوع شود به gridiron · رجوع شود به grille · سیخ · شدیدا مورد پرسش قرار دادن · عذاب دادن · منقل خوراک پزی · پختن · کباب · کباب پز · کباب کردن · گریل · گریل کردن
  • بریان · دارای دیواره ی مشبک · محجردار · نرده دار · پخته (روی کباب پز) · کباب شده
  • کباب کردن · کباب کردن شبکهای
  • بریان · دارای دیواره ی مشبک · محجردار · نرده دار · پخته (روی کباب پز) · کباب شده
  • کباب کردن · کباب کردن شبکهای
  • (با کباب پز) پختن · (در شکنجه ) داغ کردن · (دستگاه قابل حمل برای کباب کردن گوشت در هوای آزاد) گریل · استنطاق کردن · با میله ی داغ (و چیزهای مشابه ) زجر دادن · بریان شدن · بریانی · رجوع شود به gridiron · رجوع شود به grille · سیخ · شدیدا مورد پرسش قرار دادن · عذاب دادن · منقل خوراک پزی · پختن · کباب · کباب پز · کباب کردن · گریل · گریل کردن
اضافه کردن

ترجمه های "grille" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه