ترجمه "growl" به فارسی

خرخر کردن, غرش, پرخاش بهترین ترجمه های "growl" به فارسی هستند.

growl verb noun دستور زبان

The deep, threatening sound made in the throat by an animal; a grumbling sound. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرخر کردن

  • غرش

    verb

    He stared into my eyes and a deep growl slid between his teeth.

    توی چشمهام خیره شد و غرش عمیقی از بین دندونهاش خارج شد.

  • پرخاش

    I nearly growled at her.

    با پرخاش به او گفتم

  • ترجمه های کمتر

    • خروشیدن
    • خروش
    • (با دندان های نمایان) غریدن
    • (توپ یا رعد و غیره) غریدن
    • (صدایی که از نای سگ خشمگین در می آید) خرخر
    • (معده) غار و غور
    • (معده) غاروغور کردن
    • (موسیقی جاز) گرآل (صدای خرخرمانندی که توسط شیپور و ترمبون و غیره تولید می شود)
    • با خشم گفتن
    • خرناس کشیدن
    • غرغر کردن
    • همراه با غرش بیان کردن
    • پرخاش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " growl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "growl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه