ترجمه "hardball" به فارسی
(به ویژه در امور سیاسی یا بازرگانی) فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت, رجوع شود به baseball, رقابت شدید و بی رحمانه بهترین ترجمه های "hardball" به فارسی هستند.
hardball
adjective
noun
دستور زبان
(sports) In baseball, a type of ball and baseball game, as opposed to softball. [..]
-
(به ویژه در امور سیاسی یا بازرگانی) فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت
-
رجوع شود به baseball
-
رقابت شدید و بی رحمانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hardball " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
hardbaLL
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"hardbaLL" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای hardbaLL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Hardball
Hardball (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hardball" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hardball در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن