ترجمه "hard-working" به فارسی
(آدم) پرکار, سختکوش, کاری بهترین ترجمه های "hard-working" به فارسی هستند.
hard-working
adjective
دستور زبان
Alternative form of [i]hardworking[/i] [..]
-
(آدم) پرکار
-
سختکوش
adjectiveHonest, hard-working, decent people are losing their homes.
آدماي صادق ، نجيب و سختکوش دارن خونه هاشون رو از دست ميدن.
-
کاری
Thus each household found it hard work to keep supplied with water.
پس برای هر خانهدار، تهیه آب کاری دشوار بود.
-
گویر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hard-working " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hard-working" با ترجمه به فارسی
-
کوشش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن