ترجمه "hard-shell" به فارسی

(امریکا - عامیانه) بنیادگرای (به ویژه درامور مذهبی), بی نرمش, دارای صدف یا لاک بهترین ترجمه های "hard-shell" به فارسی هستند.

hard-shell adjective دستور زبان

Having a rigid shell [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (امریکا - عامیانه) بنیادگرای (به ویژه درامور مذهبی)

  • بی نرمش

  • دارای صدف یا لاک

  • ترجمه های کمتر

    • دارای پوسته ی سخت
    • دو آتشه
    • سخت پوست (hard-shelled هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hard-shell " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hard-shell" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hard-shell" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه