ترجمه "hard-set" به فارسی

(محکم) کار گذاشته شده, جایگزین (شده), در تنگنا بهترین ترجمه های "hard-set" به فارسی هستند.

hard-set
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (محکم) کار گذاشته شده

  • جایگزین (شده)

  • در تنگنا

  • ترجمه های کمتر

    • در زحمت
    • سخت
    • سرسخت
    • سفت
    • محکم
    • گرفتار
    • یکدنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hard-set " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hard-set" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه